روش تحليل محتواي ويليام رومي
گروه آموزش ابتدايي دانشگاه آزاد فيروزآباد ورودي مهر90
تعامل ،همفكري و ارتباط بچه هاي آموزش ابتدايي و ساير رشته ها
یک شنبه 25 تير 1391برچسب:, :: 13:22 :: نويسنده : ابوالفضل مرتضوي

 

تحليل محتوا چيست؟

فن پژوهش عيني، اصولي و احتمالا كمي در محتوا به منظور تفسير آن را تحليل محتوا مي گويند. تفكر بنيادي تحليل محتوا عبارتست از قرار دادن اجزاي يك متن (كلمات، جملات، پاراگراف ها و امثالهم بر حسب واحد هايي كه انتخاب مي شوند) در مقولاتي كه از پيش تعيين شده اند البته تحليل محتوا تنها محدود به متن و نوشته نمي شود، بلكه مي تواند شامل ساير مطالب از جمله تصاوير، نقشه ها و نقاشي هاو نمودارها نيز باشد.

تحليل محتوا از نظر باركوز : وي معتقد است كه تحليل محتوا عبارتست از تحليل علمي، جامع، دقيق و منظم پيام هاي ارتباطي است.

چرا محتوا را تحليل می كنيم؟

پاسخ اين سوال در يك جمله مي تواند چنين باشد: يافتن نسبت بين اهداف و محتوا به منظور بهبود محتواي موجود، علت اصلي تحليل محتوا خواهد بود اما موضوع به همين جا ختم نمي شود چنانچه در تعاريف مختلف از محتوا نيز مشاهده شد. محتوا داراي عناصر متعدد و پيچيده اي است ضمن آنكه جنبه هاي مختلفي را نيز در بر دارد. از اين رو يكي از دلايل تحليل محتوا تشخيص اين عناصر و آن جنبه هاست. مسلما در صورتي كه اجزاي مختلف محتوا شناخته شده و دسته بندي گردد درك آن ساده تر و انتقال آن مقدورتر خواهد بود.

مواردي از تحليل محتوا :

1) تحليل محتوا به منظور مشخص ساختن انواع مفاهيم و مطالب به كار رفته؛

2) تحليل محتوا به منظور تعيين اهداف آموزشي؛

3) تحليل محتوا به منظور بررسي معيارهاي انتخاب محتوا؛

4) تحليل محتوا به منظور تعيين نقاط ضعف و اصلاح برنامه؛

5) تحليل محتوا به منظور بررسي ميزان درگير شدن يادگيرنده با محتواي كتاب؛

انواع روش هاي تحليل محتوا :

1) تحليل محتواي توصيفي؛

2) تحليل محتواي استنباطي؛

3) روش تحليل محتواي ويليام رومي؛

1- تحليل محتواي توصيفي:

با افزايش جرايد و روزنامه ها از قرن نوزدهم نياز به تحليل متن آنها به منظور تعيين اولويت ها و جابه جايي محتواي آنها آشكار گرديد. تحليل محتواي توصيفي روش تحليلي بعد از وقوع است. يعني توصيف كمي محتواي بارز يك متن. اين روش قديمي ترين روش تحليل محتواست. در گام اول يك تحليل توصيفي تحليل متن است از اين رو مي توان متن را به اجزايي تقسيم بندي نمود و تحليل را در مورد هر جز به طور جداگانه انجام داد.

2- تحليل محتواي استنباطي:

با در نظر گرفتن فرض مقدماتي اين روش كه بين برخي مشخصه هاي بارز داخل متن و مشخصه هاي بارز خارجي همبستگي وجود دارد و تحليل محتواي استنباطي اين بحث برداشتي از ادامه تحليل توصيفي است. استنباطي در اين مفهوم بدين معني است كه مشخصه هاي خاصي از يك متن با مشخصه هاي خاصي از مضمون يا وضعيت اجتماعي مرتبط هستند. اين روش صرفا توصيف محتواي متن را مد نظر ندارد بلكه هدف آن نتيجه گيري از محتواي يك متن در مورد جنبه هايي از واقعيت اجتماعي است.

3- روش ويليام رومي در تحليل محتواي كتب درسي:

ويليام رومي يكي از صاحب نظران تعليم و تربيت كتاب خود را بنام (( تكنيك هاي پژوهشي در آموزش علوم )) را در سال 1986 ارائه كرد. روش او چنانكه خود او معتقد است، يك روش تحليل كمي است. كه به توصيف عيني و منظم محتواي آشكار مطالب درسي و آزمايشگاهي مي پردازد.

مراحل اصلي تحليل محتوا عبارتند از: تعيين هدف، نمونه گيري، رمز گذاري و مقوله بندي طبقه بندي مقوله ها، ارزيابي عيني طبقه ها.

درباره هدف روش تحليل محتواي ويليام رومي مي توان گفت كه هدف آن بررسي اين موضوع است كه آيا كتاب و يا محتواي مورد نظر، دانش آموزان را به طور فعال با آموزش يادگيري درگير مي نمايد؟ به عبارت ديگر هدف اين است كه بسنجيم آيا كتاب به شيوه فعالي ارائه و تدوين و تنظيم شده است يا خير؟

درباره نمونه گيري نيز همانند ساير روش هاي ديگر پژوهش، اگر جامعه آماري وسيع باشد مي توان دست به نمونه گيري زد و چنانچه جامعه آماري مورد نظر وسعت چنداني نداشته باشد، مي توان از تمام جامعه به عنوان نمونه استفاده كرد .

در مرحله سوم محتوا كد گذاري و مقوله بندي مي شود كه ويليام رومي براي تحليل محتواي كتابهاي درسي ابتدا محتوا را به سه قسمت متن كتاب درسي، تصاوير، سوالات تقسيم مي كند و سپس براي هر قسمت مقوله هايي را تعريف مي كند.

درباره قسمت اول، يعني متن كتاب درسي، ده مقوله تعريف مي كند. در ارتباط با قسمت دوم يعني تصاوير چهارمقوله، و در مورد قسمت سوم سوالات چهار مقوله كد گذاري مي شود. مهم ترين اصل در مقوله بندي اين است كه تحليل گر از يك سو بايستي متغيرهايي را كه با آن سر و كار دارد به وضوح تعريف نمايد و از سوي ديگر بايد شاخص هايي كه اطلاعات محتوا بر اساس آن در مقوله قرار  مي گيرند تعريف كند به عبارت ديگر مقوله ها بايستي منعكس كننده هدف پژوهش باشند.

درباره روش ويليام رومي مي توان اظهار داشت كه اين اصل تا حد زيادي مراعات شده است و مقوله ها منعكس كننده هدف پژوهش هستند براي اثبات آن مي توان مثالي از مقوله هاي آورده شده در روش وي را ذكر نمود:

در قسمت تصاوير اگر به مقوله b توجه شود: ((از فراگير خواسته شده كه با استفاده از مفروضات داده شده فعاليت يا آزمايشي را انجام دهد.)) ملاحظه مي شود كه در اين مقوله تحرك و فعاليت و انجام كار براي فراگير مطرح است اين مقوله را ويليام رومي جزء مقوله هاي فعال آورده است با دقت در اين مقوله مشخص مي شود كه با هدف پژوهش كه سنجش ارائه محتواي فعال است كاملا هماهنگي دارد. اين اصل درباره ساير مقوله ها مطرح است و مي توان آن را به ساير مقوله ها تعميم داد. در مرحله چهارم طبقه بندي مقوله ها، ويليام رومي، مقوله را به سه طبقه تقسيم مي نمايد، طبقه فعال، طبقه غير فعال، طبقه مقوله هاي خنثي.

- در طبقه هاي فعال، دانش آموز با فعاليت هاي علمي و بطور كلي با يادگيري و آموزش درگير است و چون مستلزم فعاليت فراگير است و يادگيري فعال را ارائه مي دهند به آنها مقوله هاي فعال گفته مي شود.

- در طبقه ها غير فعال دانش آموز مشغول فعاليت هاي علمي به معني واقعي نمي باشد و كتاب هايي كه روي اين مقوله ها تاكيد نمايند كتاب هاي غير پژوهشي خواهند بود.

- مقوله هاي خنثي مقوله هايي هستند كه نقش مهمي در ارزشيابي و تحليل كمي كتب و متون درسي ايفا نمي كند و بنابراين در ارزشيابي مي توان از آنها صرف نظر نمود.

 اكنون جا دارد كه روش ارائه شده توسط ويليامن رومي را كه عينا برگرفته از كتاب (( تكنيك هاي پژوهش در آموزش علوم )) اوست آورده شود:

ارزشيابي متن درس

1. به طور تصادفي ده صفحه يا صفحات بيشتري از قسمت هاي گوناگون يك كتاب را انتخاب كرده و علامت گذاري نمايند.  

2. در هر يك از صفحات انتخابي، 25 جمله يا بيشتر را مطالعه نموده و هر كدام را در يكي از مقوله هاي زير قرار دهيد. اين جملات شامل عناوين، شرح زير تصاوير و پيشگفتار و يا مقدمه هاي فصول نمي شود.

a) بيان حقيقت: بيان حقيقت عبارتست از بيان ساده مفروضات و يا مشاهداتي كه بوسيله فرد ديگري غير از دانش آموز انجام پذيرفته است.

مثال: در هوا دو عنصر نيتروژن و اكسيژن به مقدار زياد و دو ماده مركب دي اكسيد كربن و بخار آب به مقدار كم با هم مخلوط شده اند.

b) بيان نتايج يا اصول كلي (تعميم ها): منظور از بيان نتايج يا اصول كلي عبارتست از نظرات ارائه شده توسط نويسندگان كتاب درباره ارتباط بين مفروضات و موضوعات مختلف.

 مثال : شايد بهترين كمكي كه مي توانيد به دستگاه گوارش خود بكنيد اين است كه خود را شاد نگه داريد

c) تعاريف: منظور جملات يا جمله اي است كه براي توصيف و تشريح يك واژه يا اصطلاح آورده مي شود.

 مثال: هيجان عبارتست از يك واكنش كلي و شديد ارگانيزم به يك موقعيت غير منتظره، همراه با يك حالت عاطفي خوشايند و يا ناخوشايند.

d) سوالاتي كه در متن مطرح شده و جواب آنها بلافاصله بوسيله مولف داده شده است.

مثال: همه مواد آلي كه در بدن موجودات زنده يافت مي شوند، داراي كربن هستند، اين كربن از كجا مي آيد؟

e) سوالاتي كه ايجاب مي كند دانش آموز براي پاسخ به آنها مفروضات داده شده را تجزيه و تحليل نمايد.

مثال: چه عاملي انگيزه يا سائق تشنگي را ايجاد مي كند؟ و نيز به نظر شما در افراد داراي گروه خوني AB نيروي ژن A بيشتر است يا نيروي ژن   B ؟ چرا؟

f) از دانش آموز خواسته شده كه نتايجي را كه خود او بدست آورده بيان نمايد.

g) از دانش آموز خواسته شده كه آزمايشي را انجام داده و نتايج حاصل از آن را تحليل نمايد و يا اينكه مسائل عنوان شده را حل كند .

مثال: (( آزمايش 4 را انجام دهيد تا دريابيد كه چگونه با مواد حل نشدني در آب مي توان يك محلول ساخت)).

h) سوالاتي كه به منظور جلب توجه دانش آموز ارائه شده و جواب آنها بلافاصله بوسيله نويسنده كتاب در متن نيامده است.

 مثال: چون هورمونها به همراه خون منتقل مي شوند، قاعدتا بايد انتظار داشت كه به همه جاي بدن برسند، در اين صورت، چگونه هدف خود را شناسايي مي كنند؟

i) از دانش آموز خواسته شده است كه تصاوير يا مراحل انجام يك آزمايش را مورد ملاحظه قرار دهدو بطور كلي جملاتي كه در هيچكدام از مقوله هاي فوق نگنجد در اين مقوله جاي مي گيرد .

j) سوالت مربوط به معاني بيان.

از مقوله هاي ده گانه فوق، مقوله هاي a و b و c و d جزء مقوله هاي غير فعال به حساب مي آيند و مقوله هاي e و f و g و h جزء مقوله هاي فعال قلمداد مي گردند. دو مقوله آخر يعني i و j از مقوله هاي خنثي هستند كه نقش مهمي در ارزيابي كتاب ندارند و بنابراين مي توان از آنها در امر ارزشيابي و تحليل، چشم پوشيد و صرفنظر كرد. به منظور محاسبه ضريب درگيري دانش آموز با متن و يا به منظور سنجش سطح فعاليت فراگير مي توان مجموع مقوله هاي فعال را بر مجموع مقوله هاي غير فعال تقسيم نمود:

ضريب درگيري دانش آموز با متن= مجموع مقوله های فعال تقسیم برمجموع مقوله های غیر فعال

ارزشيابي تصاوير و اشكال

1) ده شكل را به طور تصادفي انتخاب نماييد.

2) هر كدام از اين تصاوير را تحليل نموده و در يكي از مقوله هاي زير جاي دهيد:

a. تصويري كه از آن فقط براي تشريح موضوع خاصي استفاده شده است.

b. تصويري كه از دانش آموز مي خواهد تا با استفاده از موضوعات داده شده فعاليت يا آزمايشي را انجام دهد.

c. تصويري كه براي تشريح شيوه جمع آوري وسايل يك آزمايش آمده است.

d. تصويري كه در هيچكدام از مقوله هاي فوق نگنجد.

از مقوله هاي چهارگانه فوق، مقوله a ، غير فعال وb مقوله فعال قلمداد مي شود و مقوله هاي c و d مقوله هاي خنثي هستند. براي محاسبه ضريب درگيري، در اينجا نيز مقوله فعال بخش بر مقوله غير فعال مي شود.

ضريب در گيري دانش آموز با تصويرمقوله های فعال تقسیم بر غیر فعال

 ارزشيابي سوالات

1) ده سوال را به طور تصادفي از ده فصل انتخاب نماييد.

2) هر يك از سوالات انتخابي را در يكي از مقوله هاي زير جاي دهيد.

a) سوالي كه جواب آن را مستقيم در كتاب مي توان يافت.

b) سوالي كه جواب آن را مربوط به نقل تعاريف است.

c) سوالي كه براي پاسخ آن به دانش آموز بايد از آموخته هاي خود در درس جديد براي نتيجه گيري در مورد مسايل جديد استفاده كند.

d) سوالي كه در آن از دانش آموز خواسته شده مساله بخصوصي را حل نمايد.

در طبقه بندي فوق مقوله هاي a و b در زمره مقوله هاي غير فعال و مقوله هاي c و d در زمره مقوله هاي فعال بخش بر مقوله هاي غير فعال گردد:

ضريب درگيري دانش آموز با سؤالات  =مجموع مقوله های فعال تقسیم بر غیر فعال

تفسير نتايج در روش تحليل محتواي ويليام رومي

در نهايت بعد از اينكه ضريب درگيري (شاخص درگيري) دانش آموز با محتوا (متن، تصاوير، پرسش ها) مشخص گرديد، نوبت تفسير نتايج فرا مي رسد. ضريب درگيري دانش آموز با محتوا عددي است كه نشان دهنده ميزان فعال بودن محتوا است. دامنه اين عدد بدست آمده ممكن است از صفر تا بي نهايت باشد، اما به نظر ويليام رومي زماني يك كتاب درسي، فعال است كه ضريب درگيري (شاخص درگيري ) آن بين 4/0 تا5/1 باشد: 4/0 ‹ ضريب درگيري ‹ 5/1.

ضريب درگيري كمتر از 4/0 بيانگر اين است كه كتاب فقط به ارائه اطلاعات علمي مي پردازد و از فراگيران مي خواهد تا در پي حفظ كردن مطالب علمي ارائه شده باشند. چنين كتابي در زمره كتاب هاي غير پژوهشي به حساب مي آيد كه در آن دانش آموز هيچگونه نقش فعالي را در امر يادگيري به عهده ندارد و به او و به ذهن او به عنوان يك سيستم بانكي نگريسته مي شود كه هميشه در پي حفظ و نگهداري و بايگاني مطالب است.

از طرف ديگر ضريب درگيري بزرگتر از 5/1 نمايانگر كتابي است كه در مورد هر جمله، تصوير، يا سوال آن، از دانش آموز مي خواهد تا به نوعي تجزيه و تحليل انجام دهد و به فعاليت بپردازد. چنين كتاب هايي مفروضات و اطلاعات علمي كافي را در اختيار فراگيران قرار نمي دهد و فقط از دانش آموزان مي خواهند تا به گونه اي، فعاليتي را انجام دهند. از نظر ويليام رومي اين كتاب ها نيز به صورت غير فعال ارائه شده است. زيرا فعاليت زيادي مي طلبد در حالي كه به اطلاعات كافي و شرايط فراگير توجه نمي شود . بنابراين به عقيده ويليام رومي كتابي مناسب است و به صورت فعال ارائه شده است كه شاخص درگيري دانش آموز با محتواي آن كتاب بزرگتر از 4/0 و كوچكتر از 5/1 باشد. به عبارت ديگر هر كتاب كه به صورت فعال ارائه مي شود بايد حداقل 30% و حداكثر 70% مطالب و موضوعات علمي را ارائه دهد، در غير اينصورت محتواي كتاب غير فعال خواهد بود.

در نتيجه محتواي برنامه درسي مي بايست به گونه اي طراحي و ارائه شود كه دانش آموزان را نسبت به يادگيري برانگيزد و زمينه اكتشاف و پژوهش و عمل فعالانه آنان را فراهم سازد  .

منبع : سيروس حداد نيا 


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





پيوندها